دمی با دوست به سر بردن
💞دو صد دنیا بها دارد
خوشا آن کس که در دنیا
💞رفیق با وفا دارد
تقدیم به دوستان بزرگوارم 🌸🍃
از نظر دین اسلام ملاک حد و حدود رفاقت و دوستی با یک شخص تا چه اندازه هست؟
با توجه به اینکه نیاز به دوستى و دوستان یکى از نیازهای مهم انسان است و جاى خالى این نیاز را چیز دیگرى پر نمیکند، باید حتماً به دنبال فراهم آوردن زمینه آن از یکسو و آسیبشناسی آن از سوی دیگر بود. در همین راستا، امام حسن مجتبى (ع) به یکى از فرزندانشان فرمودهاند: پسرم! با احدى برادرى و دوستى مکن، مگر بدانى به چه جاهایى میرود و با چه افرادى نشستوبرخاست میکند و چون خوب بر احوالش آگاهى یافتى و روش او را پسندیدی، با او دوستى کن. دوستى تو به خاطر این باشد که او را از لغزشها بازدارى و در تنگدستى به او یاریرسانی.
امیرالمؤمنین (ع) نیز فرمودهاند: هرگاه وضع شخصى بر شما نامعلوم شد و دین و آیین او را نشناختید، به دوستانش بنگرید. اگر اهل دین و آیین الهیاند، بدانید او نیز پیرو آیین خدا است.
در روایات از دوستی با چند گروه نهی شده است:
1. دروغگو: امام سجاد (ع) به یکی از پسران خود فرمودند: فرزندم! پنج دسته را در نظر داشته باش و با آنان همنشین و هم گفتار و رفیق راه مشو. مبادا با دروغگو همنشین شوى که چون سراب است.
2. فاسق: مبادا با فاسق همنشین شوى که تو را به لقمهای نان و یا به کمتر از آن بفروشد.
3. بخیل: مبادا با بخیل دوست شوی، زیرا وقتی به کمک مالى او نیازمند بشوى، تو را رها میکند.
4. احمق و نادان: مبادا با احمق دوست شوی، زیرا بهجای اینکه به تو سودى برساند، به تو ضرر میرساند.
5. قاطع رحم: از همنشینی باکسی که پیوند خویشاوندى را قطع کرده، دوریکن، زیرا که من او را در سه جاى قرآن مورد لعن و نفرین یافتم.
6. بدزبان: لقمان حکیم به فرزندش فرمود: فرزندم! هیچگاه بدزبان تو را فریب ندهد، زیرا بر دلش مهر زده شود و اندام و جوارحش علیه او شهادت خواهد داد.
7. جاهل: امام على (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمودند: صحبة الجاهل شؤم یعنی همنشینی با جاهل، نحس و بیبرکت است.
8. فرومایگان: آن حضرت به امام حسین (ع) فرمودند: و من خالط الأراذل حقّر یعنی هر که با فرومایگان معاشرت کند، پست و حقیر شود.
9. اشرار: مبادا با شخص بدکار و تبهکار دوستی و رابطه برقرار کنی، زیرا او همانند شمشیر است که جلوه زیبایی دارد، ولى اثرش زشت و نازیبا است.
در سفارشهای لقمان حکیم به فرزند خود به برقرارى رابطه با دوستان خوب تأکید شده است: دوست خوب بهتر از تنهایى و گوشهنشینی است. فرزندم! هزار دوست براى خود انتخاب کن و بدان که هزار دوست کم است و هیچکس را دشمن خود مساز، زیرا یک دشمن هم زیاد است.
همچنین امیرالمؤمنین (ع) فرمود: تا میتوانی دوستانت را زیاد کن. دوستان به هنگام یارى جستن تکیهگاه و پشتیبان آدمى هستند.
از نظر روایات دوست واقعی کسی است که به حدود دوستی پای بند باشد. امام علی (ع) در این رابطه میفرماید: دوست واقعی نخواهد بود مگر اینکه دوستش را در سه حالت فراموش نکند: به هنگامیکه دنیا به او پشت کرده و وقتیکه غایب است و پس از مرگ.
هزار دوست براى خود انتخاب کن و بدان که هزار دوست کم است و هیچکس را دشمن خود مساز، زیرا یک دشمن هم زیاد است.
همانطور که میبینید اسلام، اصل معاشرت با مردم و دوستی با آنها را تأیید کرده و حتی بر دوست گیری تأکید نموده است تا جایی که امام علی (ع) میفرماید: کسی که دوست پاکضمیر خود را برای خدا با وی پیوند دوستی داشته، از دست بدهد، مثل این است که شریفترین اعضای بدن خود را ازدستداده است.
اما اسلام بهمنظور پیشگیری از خطرات احتمالی بر رعایت نکاتی تأکید کرده است؛ مانند:
1. جهتگیری صحیح در برخوردها و ارتباط انسانی: اسلام میخواهد همه دوستیها و دشمنیها برای خدا باشد و اغراض نفسانی در آن دخالت نداشته باشد.
2. دوستی حسابشده: جوانان در انتخاب دوست آسان پذیر و زود پسند و با یک برخورد عادی مجذوب دیگری میگردند. چنین دوستیهای تصادفی و حسابنشده میتواند ثمرات تلخی داشته باشد.
3. اعتدال در دوستی: جوانان به دلیل برخورداری از احساسات و عواطف، در دوستی افراط میکنند و ارتباط امروز را ثابت و ناگسستنی میپندارند. ازاینرو، بهقدری در دوستی زیادهروی میکنند که گویی یک روح در دو بدناند. ازجمله مثل هم لباس میپوشند و مانند یکدیگر موی و روی خود را میآرایند و نیز باهم از هر سرّی سخن میگویند و تحمل جدایی از یکدیگر را ندارند، چنانکه در ایام جدایی از نظر روحی به هم میریزند.
اسلام اعتدال در دوستی را توصیه کرده و در دوستی و دشمنی خواهان میانهروی است. امام علی (ع) میفرماید: با دوستت با حفظ جهات و مدارا اظهار دوستی کن. شاید روزی دشمنت شود. همچنین در اظهار دشمنی نیز مدارا کن. شاید روزی دوستت گردد.
🌟
اینکه گفته اند: «هزار دوست، کم است و یک دشمن، بسیار»، سخن درستی است؛ زیرا دوستی هم نیاز روحی انسان است، هم ضروت اجتماعی و هم عامل هم بستگی افراد.
روح جمع گرای انسان، او را به مهرورزی و دوستی می کشاند وهمچنین بهره گیری از یاری و ارشاد دوستان در زندگی، میزان تحمل مشکلات و توفیق دست یابی وی به اهداف را بیشتر می کند و برای او پشتوانه ای ارزشمند به شمار می آید.
این، خود، نوعی هنرمندی است که آدمی بتواند با جاذبه اخلاق و رفتارش، با دیگران بجوشد و صمیمی و همدل شود و دل ها را شیفته خود سازد و حلقه ای از بهترین دوستان را بر گرد خود پدید آورد. این کار، هم هنرمندی است و هم خردمندی، چنان که امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ؛ دوستی و مهرورزی، نیمی از خِرد است».1
رابطه های خویشاوندی، در کمک رسانی و غم زدایی و پشت گرمی هر فرد، نقش مهمی ایفا می کند. با این حال، گاهی دوستان همدل و با صفا، بیش از خویشاوندان به یاری انسان می شتابند و تکیه گاه و همدم او می شوند. از این رو، حضرت علی علیه السلام، مهرورزی و دوستی را نوعی خویشاوندی و پیوند نزدیک و ثمربخش می شمارد2 و نداشتن دوست یا از دست دادن دوست را غربت روح می داند و می فرماید: «الْغَریبُ مَنْ لَیسَ لَهُ حَبیبٌ؛ غریب، کسی است که دوستی ندارد».3
پیام متن:
1. دوست یابی، نیاز روحی و ضرورت اجتماعی است که می تواند پشتوانه بزرگی برای آدمی در رویارویی با مشکلات باشد.
2. چه بسا ثمربخشی دوست در زندگی انسان، از خویشاوند نیز بیشتر باشد.
توصیه اسلام به دوست یابی
روح انسان، در سایه دوستی و مهرورزی، شکوفا و مصفا می شود و از این رهگذر، آدمی طعم شیرین حیات را بهتر می چشد و از احساس غربت و تنهایی به در می آید.
حضرت علی علیه السلام، آن را که موفق نشود دوست به دست آورد، آدمی ناتوان معرفی می کند و می فرماید:
اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اِکتِسابِ الاِْخْوانِ، وَ اَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.4
ناتوان ترین مردم، کسی است که از به دست آوردن برادران [و دوستان] ناتوان باشد و ناتوان تر از او کسی است که دوستی را که به دست آورده است، از دست بدهد.
پیام متن:
1. شخصیت انسان در سایه دوستی و مهرورزی شکوفا و معنا می شود.
2. اسلام به دوست یابی، تأکید و از انسان بی دوست، به شخصی «ناتوان» تعبیر کرده است.
دوست خوب کیست؟
از برجسته ترین ویژگی های دوست خوب و واقعی، آن است که با انسان، یک دل و یک رو باشد و هنگام نیاز، او را رها نکند. در گرفتاری به کمکش بشتابد و در غم و شادی و راحت و رنج، با او هم دردی و مشارکت کند.
در حدیثی از امام علی علیه السلام در این باره نقل است
لایکونُ الصَّدیقُ صَدیقا حَتّی یحْفَظَ اَخاهُ فی ثَلاثٍ: فی نَکبَتِهِ وَ غَیبَتِهِ وَ وَفاتِه.5
دوست، هرگز دوست نخواهد بود، مگر آنکه در سه موقعیت، دوستش را نگهبان و پاسدار باشد: یک: در رنج و گرفتاری به کمکش بشتابد؛ دو: آبروی او را در غیاب او حفظ کند و سه: پس از وفاتش، با یادکرد او و استغفار برایش، به او نیکی کند.
محمّد بن حسام خوسفی، این کلام حضرت علی علیه السلام را این گونه به نظم درآورده است:
تو را گر دوستی باشد موافق سه خاصیت در او موجود باشد
نخستین آنکه اندر غیبت دوست نگوید آنچه او را خوش نیاید
دوم آن است کاندر حال عُسرت به جای او جوان مردی نماید
سه دیگر آنکه بعد از مرگ آن دوست به هر حالی که باشد، یادش آید
چو دانی کاین سه خاصیت ندارد چنان کس، دوستداری را نشاید6
دوست خوب، با ادعا و شعار شناخته نمی شود و باید در فراز و نشیب های زندگی که جوهره اشخاص در آنها نمود می یابد، دوست واقعی را شناخت. از این رو، اساس انتخاب دوستان شایسته باید معیارهای اخلاقی و انسانی باشد و به هر کسی نباید اعتماد کرد. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «الطُّمَأنینَه اِلی کلِّ اَحَدٍ قَبْلَ الاْخْتِبارِ عَجْزٌ؛ اطمینان و اعتماد کردن به هر کس، پیش از آزمودن، [نشانه] ناتوانی است».7
باز از این امام بزرگوار روایت می شود: «حَسُدَ الصَّدیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّه؛ حسدورزی دوست، از ناسالم بودن دوستی است».8
به هرحال، دوست گزینی پیش از آزمون و شناخت، امری ناسنجیده و مایه پشیمانی است. پروین اعتصامی می گوید:
پروین! نخست زیور یاران، «صداقت» است باری، نیازموده کسی را مدار دوست
پیام متن:
1. یکرنگی، فریاد رسی و حافظ آبرو بودن، از ویژگی های یک دوست خوب و شایسته به شمار می آید.
2. قبل از انتخاب شخص برای دوستی باید وی را آزمود.
دوستان با معرفت
انسان باشعور و آگاه، اگر به شناختی خوب از دوستش برسد و به او اعتماد کند، دیگر به سخن چینی و بدگویی دیگران از اوتوجهی نمی کند و دل خویش را چرکین نمی سازد. البته اگر شناخت کاملی از کسی نداریم، باید در سخنان و توصیف هایی که درباره او گفته می شود، تأمل و دقت کنیم، ولی اگر فردی را به نیکی و تعهد و پاکی شناختیم، به راحتی نباید به حرف های دیگران درباره او گوش تأیید بسپاریم.
علی علیه السلام در کلامی گهربار می فرماید:
مَنْ عَرَفَ مِنْ اَخیهِ وَثیقَه دینٍ و سَدادَ طَریقٍ، فَلایسْمَعَنَّ فیهِ اَقاویلَ الرِّجالِ.9
کسی که از برادر دینی اش، دین داری و درستی را بشناسد، پس دیگر به سخنان این و آن درباره او گوش فرا ندهد.
آن حضرت در سخن دیگری درباره شیوه رفتار با دوستان شایسته چنین توصیه می کند:
آن گاه که برادرت [و دوستت] با تو قطع رابطه می کند، تو با او بپیوند. وقتی او از تو قهر می کند، تو با وی مهر بورز و به او نزدیک شو. هرگاه او به تو بخل می ورزد، تو بذل و بخشش کن. هر وقت او تندی نشان می دهد، تو نرم باش و هرگاه او خطا می کند، عذرش را بپذیر و چنان باش که گویا تو غلام اویی و او صاحب نعمت بر توست. (البته) مبادا اینها را در غیر جای مناسب انجام دهی یا چنین لطف و بزرگواری را با نااهل داشته باشی!10
شناخت حق دوست و ادای آن و پای بندی به قانون دوستی، گوهر نفیسی است که از آن، به معرفت یاد می شود. سعدی می گوید:
دوست مشمار آن که در نعمت زند لاف یاری و برادرخواندگی
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
پیام متن:
1. هرگاه بنابر اصول محکم عقلی و اعتقادی به کسی اعتماد کردیم، هرگز به سخنان دیگران درباره او اعتماد نکنیم
2. دوست با معرفت، در برابر هر کار نادرست دوست خویش، رفتاری دوراندیشانه و عاقلانه انجام می دهد.
آداب دوستی
1. خوشرویی
یکی از راه های دوست یابی و رسیدن به توفیق حفظ این نعمت، داشتن چهره ای گشاده و خندان و رفتار با مهر و محبت است. حضرت علی علیه السلام دراین باره فرمود: «البَشاشَه حِبالَه الْمَوَدَّه؛ خوشرویی، رشته و دام دوستی است»11 و به تعبیر زیبای حافظ:
به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
2. نرمش و مدارا
تداوم دوستی، در سایه نرمش و مداراست. از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند: «مَنْ لانَ عُودُهُ کثُفَتْ اَغْصانُهُ؛ کسی که درخت وجودش نرم باشد، شاخ و برگ او انبوه و فراوان می شود».12
3. انصاف
انصاف، یعنی پرهیز از امتیازطلبی برای خود و برابر دانستن خویش با دیگران در بهره مندی از حقوق و مزایا. رفتار منصفانه با دیگران، هم مایه آرامش وجدان انسان است، هم برای او محبوبیت می آورد و هم دوام دوستی و افزایش دوستان را درپی دارد. حضرت علی علیه السلامدراین باره می فرماید:
خودت را در آنچه میان تو و دیگری است، میزان قرار بده. پس آنچه برای خود دوست می داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه برای خودت نمی پسندی، برای دیگری هم مپسند و همان گونه که دوست نداری به تو ستم کنند، تو هم ستم نکن.13
4. رعایت اعتدال
میانه روی در هر کاری، نیک و لازم است، حتی در دوستی و مهرورزی. افراط در دوستی و دشمنی، مایه پشیمانی است. گاهی دو دوست به حدی از ویژگی های اخلاقی و اسرار و کارهای محرمانه زندگی شخصی یکدیگر باخبر می شوند که اگر روزی دوستی آنان به هم بخورد، زیان های جبران ناپذیری متوجه آنان می شود. در دشمنی با افراد نیز نباید افراط کرد، که اگر روزی دشمنی ها به دوستی تبدیل شد، رفتار ناپسند گذشته، مایه شرمساری و عذاب وجدان نشود. در روایتی از حضرت علی علیه السلام، درباره رعایت اعتدال در دوستی و دشمنی می خوانیم:
اَحْبِبْ حَبیبَک هونا ما، عَسی اَنْ یکونَ بَغیضَک یوْما ما و اَبْغِضْ بَغیضَک هَوْناما، عَسی اَنْ یکونَ حبیبَک یوْما ما.14
با دوستت به اندازه معین دوستی کن؛ شاید روزی دشمنت شود. دشمنت را هم در حد اعتدال دشمن بدار؛ شاید روزی با تو دوست شود.
پیام متن:
1. خوشرویی، نرمش، مدارا و انصاف، از شرایط دوست یابی و تداوم دوستی است.
2. در دوستی و دشمنی باید اعتدال را رعایت کرد.
با این چند گروه دوستی نکنید!
1. کوته فکران بد کار
افراد سست اندیشه، جاهل و کوته فکر، به ویژه اگر از نظر رفتاری نیز اهل خلاف و زشت کاری باشند، سزاوار رفاقت نیستند؛ زیرا هم نشینان خود را به وادی گمراهی و فساد می کشانند. امام علی علیه السلام در رهنمودی می فرماید: «وَ احْذَرْ صَحابَه مَنْ یفیلُ رأیهُ وَ ینْکرُ عَمَلُه؛ از هم نشینی با کسی که اندیشه اش، سست و ضعیف و کارش، زشت و ناپسند است، بپرهیز».15
2. احمق
امیرمؤمنان علی علیه السلام، پیروانش را از دوستی با احمق باز می دارد و می فرماید:
اِیاک وَ مُصادَقَه الاَْحْمَقِ، فَاِنَّهُ یریدُ اَنْ ینْفَعَک فَیضُرُّک.16
از دوستی با احمق برحذر باش؛ چرا که او می خواهد به تو سود برساند، ولی [به خاطر حماقتش] به تو زیان می رساند.
از آن حضرت در بیانی دیگر نقل است:
با بی خرد و احمق هم نشین مباش؛ زیرا کار خودش را در نظر تو زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو نیز مانند او باشی.17
3. بخیل
افراد تنگ نظر و بخیل، همیشه از خیررسانی به دیگران دریغ می کنند و بهره ای از ایشان به مردم نمی رسد. از این رو، دوستی با آنان بیهوده و زیانبار است. کلام مولا علی علیه السلام نیز درباره نهی از دوستی با بخیلان چنین است:
اِیاک وَ مُصادَقَه الْبَخیلِ، فَاِنَّهُ یقْعُدُ عَنْک اَحْوَجَ ماتَکونُ اِلَیهِ.18
از دوستی با بخیل بپرهیز؛ چون او در سخت ترین شرایط نیازمندی تو، از کمک رسانی به تو دریغ می ورزد.
4. افراد بی خیال
از ویژگی های دوست خوب، همدردی، غمخواری و کمک به دوست در موقعیت های دشوار زندگی است. آنان که در گرفتاری ها هرگز در پی رسیدگی به وضع و حال دوست خود نیستند، شایسته پیوند پاک دوستی نیستند. حضرت علی علیه السلام در سخنی آموزنده، این گونه افراد را دشمن آدمی معرفی می کند و می فرماید: «مَنْ لَمْ یبالِک فَهُوَ عَدُوُّک؛ کسی که به فکر تو نیست و به تو اهمیتی نمی دهد، [در واقع،] دشمن توست».19
پیام متن:
چنانچه از روایات استفاده می شود انسان های کوته فکر، بد کار، احمق، بخیل و افراد بی خیال، شایسته دوستی نیستند.
...............................................................................................................................
1. نهج البلاغه، حکمت 142.
2. همان، حکمت 211.
3. همان، نامه 31.
4. همان، حکمت 12.
5. همان، حکمت 134.
6. احمدی بیرجندی، اشعار اخلاقی در ادب فارسی، ص 75.
7. نهج البلاغه، حکمت 384.
8. همان، حکمت 218.
9. همان، خطبه 141.
10. همان، نامه 31.
11. همان، حکمت 6.
12. همان، حکمت 214.
13. همان، نامه 31.
14. همان، حکمت 268.
15. همان، نامه 69.
16. همان، حکمت 38.
17. همان، حکمت 293.
18. همان، حکمت 38.
19. همان، نامه 31.- .انسان طبیعتاً نیازمند دوست و مونس است؛ چرا که موجودی اجتماعی است و سعادت وی در معاشرت با دیگران کامل می گردد. در دوران نوجوانی و جوانی این نیاز فطری شدت می یابد و جوان از تنهایی و انزوا به سختی در رنج و عذاب است. او همواره تلاش می کند تا دوستانی را که باب میل او هستند و در سلیقه ها و رفتار با یکدیگر سازگاری دارند، یافته و ساعاتی از عمرش را با آنها بگذراند. این ارتباطات بدین دلیل صورت می پذیرد تا اطلاعاتی را با همدیگر تبادل کنند، تجربیات زندگی را از یکدیگر بیاموزند، خاطرات، گفتارها، شیرینی ها و تلخی های زندگی را به همدیگر بگویند و بشنوند و از زندگی و دوران جوانی شان لذّت ببرند. انسانی که دوست و رفیق مناسب نداشته باشد، غریب و تنهاست و بیشتر وقت ها افسرده حال و پژمرده احوال است. چنین شخصی حرف دل خود را کتمان می کند و نمی تواند خودش را آن چنان که هست، بشناسد و فردی خجالتی و کم رو خواهد بود. داشتن دوست مناسب و خوب فوائد بی شمار دنیوی و اخروی دارد. علی علیه السلام فرمود:
اَلتَّوَدّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ (1)؛ دوستی نصف خردمندی است.
دوست آیینه اخلاق و رفتار، کمک حال ساعات تنهایی و غم بار، و به عنوان بازوی کمکی و پشتیبان است. دوست خوب محرم اسرار، مشاور و معاون افکار و دستگیر و یاور در مشکلات و سختی هاست. حافظ می گوید:
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت، رفیق بود و رفیق
در یک کلام، دوست خوب نعمت بزرگی است که نظیر ندارد و عامل مهمی در رسیدن انسان به کمالات است؛ چنان که دوست بد هم بلای خانمان سوزی است که در انعطاف و سقوط انسان به درّه های هولناک و نابودی تأثیر بسزایی دارد.
انتخاب دوست و همنشین برای جوانان از حساسیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا آنان به آسانی و به سرعت، رفیق انتخاب می کنند و این، به علت عاطفی و احساسی عمل کردن آنهاست. آنان چندان به نکات عقلایی توجه ندارند و با شخصی بدون آشنایی قبلی و اطلاع از وضع خانوادگی دوست می شوند. آنان به روحیات، عقاید و اخلاق دوستان خود چندان توجهی ندارند و فقط به خاطر اینکه در یک موردی رفتار وی خوشایندشان قرار گرفته، به او دل می بندند و روابط عمیق و محکمی هم با او برقرار ساخته، تمام اسرارشان را در اختیار او قرار می دهند. اگر مربیان و والدین بتوانند در انتخاب دوست به جوانان کمک کنند و با استدلال و منطق و رفتار صحیحْ آنان را به سوی انتخاب دوستان خوب رهنمون شوند، مطمئنّاً یکی از مهم ترین وظیفه های خود را انجام داده اند.
در اینجا به برخی از رهنمودهای حکیمانه امام جوادعلیه السلام در زمینه فوائد، آفات و شرایط دوستی می پردازیم:
ارتباطات و دوستی هایی که بر معیار صحیح و موازین عقلی و شرعی ترتیب یافته باشد، می تواند در زندگی انسان زمینه ساز موفقیت ها و پیشرفت های قابل ملاحظه ای شود.
یک فرد مسلمان در اثر این ارتباطات گاهی به بالاترین درجه سعادت نائل می شود. امام جوادعلیه السلام می فرماید:
مَن استَفادَ اَخاً فِی اللهِ، فَقَد اسْتَفادَ بَیْتاً فِی الْجَنّةِ(2)؛ هرکس در راه خدا برادری و دوستی پیدا کند، همانا خانه ای در بهشت به دست آورده است.
دوستی های حقیقی که برای خدا باشد، راهی مناسب برای رسیدن به بهشت است؛ چرا که انسان در اثر معاشرت با نیکان، خلق و خوی نیک خود را تقویت می کند و عمل نیک است که سعادت و خوشبختی ابدی را در پی دارد. در روایتی آمده است:
برادران مؤمنی که در بهشت ساکن می شوند، گاهی درجه و منزلت یکی، از دیگری بیشتر و بالاتر است. آنکه درجه بالاتری دارد، به خداوند متعال عرضه می کند:
پروردگارا! دوست با ایمان من مرا به اطاعت تو و پرهیز از نافرمانی ات ترغیب می کرد و من به وسیله دوستی با او به این درجه رسیده ام. خدایا! او را نیز با من هم درجه گردان!
و خداوند متعال سخن او را پذیرفته و به دوست او نیز رفعتِ درجه می دهد.(3)
اگر انتخاب دوست بر اساس معیارهای عقلانی و الهی نباشد، علاوه بر ضررهایی که به روح و روان آدمی وارد می شود، در نهایت تبدیل به دشمنی خواهد شد. امام محمدتقی علیه السلام در این رابطه می فرماید:
در اثر معاشرت با نادان، اخلاق و رفتار انسان فاسد می شود؛ اما با تمایل به سوی عقلا و اندیشمندان، رفتارهای نادرست انسان اصلاح می گردد.
مردم نیز هر یک اخلاق ویژه ای دارند، که از نهاد و فطرت آنان ریشه می گیرد. آنان با یکدیگر ارتباط و دوستی دارند؛ اما دوستی هرکس در غیر راه خدا باشد، بالاخره به دشمنی بدل خواهد شد. خداوند متعال در قرآن به این نکته اشاره فرموده است:
«أَلأخِلاَّءُ یَوْمَئذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ اِلاَّ الْمُتَّقینَ»(4)؛ در روز قیامت برخی از دوستان، دشمن یکدیگرند مگر پارسایان و تقوا پیشه گان (5).
رعایت اعتدال و میانه روی در دوستی های حقیقی، ضامن بقای رشته مودّت است؛ اما در ارتباطات غیر عقلانی و احساساتی، چون موازین عقلی و اعتدال رعایت نمی شود و بر اساس احساسات زودگذر و یا مطامع دنیوی پای گرفته است، دوستی ها زوال پذیر بوده و در بحران ها و گرفتاری ها رشته دوستی از هم گسیخته و از میان می رود. سعدی می گوید:
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
قرآن کریم در مورد کسانی که دوستان ناجنس برگزیده اند، می فرماید:
روز قیامت، متأسّف و پشیمان شده و می گوید: «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً»(6)؛ وای بر من! ای کاش فلان شخص آلوده و ناپاک را به دوستی انتخاب نکرده بودم!
اساساً رفاقت با انسان های آلوده، انسان را از نیکان جدا می کند و در صف افراد شرور و ناهنجار قرار می دهد و هنگامی که فردی در آن وادی داخل شد، دیگر به نصیحت انسان های خوب توجّه نمی کند و حتّی نسبت به آنان سوءظن هم پیدا می کند. به همین علت امام جوادعلیه السلام فرمود:
مُجالِسَةُ اْلأَشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالأَخْیارِ(7)؛ همنشینی با خطاکاران باعث می شود تا انسان به افراد خوب و بهتر بدبین شود.
تا توانی می گریز از یار بد یار بد، بدتر بود از مار بد
مار بد، تنها ترا بر جان زند یار بد، هم جان و هم ایمان زند
عوامل تحکیم دوستی
1. دیدار و ملاقات آنان
از مهم ترین عوامل پایداری رشته دوستی، دیدار دوستان صمیمی و جویا شدن از احوالات آنهاست. به وسیله دیدار با همفکران و دوستان، عقل انسان تقویت شده و نیروی خرد رشد می یابد؛ زیرا در این ملاقات ها تجربه ها، آگاهی ها و اطلاعات گسترده ای ردّ و بدل شده و اندیشه های نو و پویایی برای انسان حاصل می شود. بدین سبب امام جوادعلیه السلام فرمود:
مُلاقاتُ اْلإخْوانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ و إنْ کانَ نَزْراً قَلیلاً(8)؛ دیدار با برادران دینی و دوستان صمیمی موجب حفظ و بالندگی نیروی عقلانی است هرچند که این ملاقات ها کوتاه و بسیار اندک باشد.
آری، ملاقات های نتیجه بخش در تحکیم پیوندهای دوستی و روح و جان انسان ها تأثیر دارد و عُلقه دوستی را مستحکم تر می گرداند.
شایسته است رفتار فرد مسلمان، اجتماعی بوده و با برادران دینی و دوستان مناسب، دیدار و رفت و آمد داشته باشد؛ زیرا انزوای از مردم و فاصله گرفتن از آنان عواقب زیانباری برای شخص دارد. انسان هایی که تنها زندگی می کنند و عُزلت طلب و گوشه گیرند، معمولاً از خود بیگانه اند و از لحاظ عواطف و احساسات دچار بی حسی و رکودند. آنان خود را آن گونه که واقعاً هستند، نمی شناسند و نمی دانند به چه چیزی علاقه دارند، از چه چیزهایی متنفّرند و از چه چیزهایی می ترسند. آنان هدف ها، انگیزه ها و باورهای خودشان را دقیقاً نمی دانند. این گونه اشخاص از نظر روانی، شدیداً به دیگران نیازمندند و از لحاظ روحی و عاطفی بین خود و دیگران فاصله ایجاد می کنند. آنان هرگاه احساس کنند کسی مخل و مزاحم تنهایی آنها خواهد شد، دچار هراس و تشویش می شوند.(9)
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به پیروان خود، اجتماعی زندگی کردن را آموخته و از انزوا و عزلت طلبی نهی کرده است. آن بزرگوار همزیستی با مردم و انس و الفت با آنان را مورد تشویق قرار داده و فرموده است:
خِیارُکُمْ أَحْسَنُکُمْ أَخْلاقاً ألَّذینَ یَأْلِفُونَ وَ یُؤْلَفُونَ (10)؛ بهترین شما کسانی هستند که اخلاقشان نیکوتر است، آنان که با مردم مأنوس شده و به آنان محبت می ورزند و مردم نیز متقابلاً آنان را دوست داشته و پیوند انس و الفت برقرار می سازند.
امام جوادعلیه السلام در این راستا دوستی و پیوند با مردم را نوعی «فامیلی اکتسابی» قلمداد کرده و می فرماید:
أَلْمَوَدَّةُ قَرابَةٌ مُسْتَفادَةٌ(11)؛ دوستی، نوعی خویشاوندی اکتسابی است.
در حقیقت دوستان انسان، فامیل های اکتسابی او محسوب می شوند و کسی که دوستان بسیاری داشته باشد، دارای خویشاوندان بسیاری است.
2. حُسن خُلق و گشاده رویی
یکی از شیوه های جذب دوستان و یاران صمیمی، خوشخویی و خوشرویی در معاشرت با دیگران است. این خصلت پسندیده موجب می شود که دیگران قلباً به سوی انسان های خوش برخورد جذب شوند و ناخودآگاه آنان را دوست داشته باشند. امام جوادعلیه السلام به نقل از امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
إنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِطَلاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْلِقاءِ(12)؛ شما هرگز با مال و منال دنیا نمی توانید به مردم توسعه داده و آنان را راضی کنید. پس تلاش نمایید با گشاده رویی و خوش برخوردی آنان را راضی نمایید.
از آنجا که ارتباط و دوستی با مردم، ضرورتی عقلی در زندگی بشر است و انسان برای تداوم زندگی و غلبه بر مشکلات و پیمودن راه ترقی و تکامل، نیاز به همراهان و هم فکرانی دارد که مایه دلگرمی و قوّت قلب او باشند، شایسته است که این عامل کارساز را، در معاشرت با دیگران به کار گیرد و هر روز دوستان زیادی را برای خود کسب کند. برای همین علی علیه السلام ناتوان ترین افراد جامعه را کسانی می داند که از به دست آوردن دوست و رفیق همدل، عاجز و ناتوانند.
أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ إِکْتِسابِ اْلإخْوانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ (13)؛ ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوست، ناتوان باشد و عاجزتر از او هم کسی است که دوستی را که به دست آورده، از دست بدهد.
لقمان به فرزندش گفت:
یا بُنَیَّ إتَّخِذْ أَلْفَ صَدیقٍ وَ أَلْفٌ قَلیلٌ وَ لاتَتَّخِذْ عَدُوّاً واحِداً وَ الْواحِدُ کَثیرٌ(14)؛ پسرم! برای خود هزار دوست بگیر؛ چرا که هزار دوست کم است. و یک دشمن نگیر؛ چرا که یک دشمن هم زیاد است.
و علی علیه السلام فرمود:
وَ لَیْسَ کَثیراً أَلْفُ خِلٍّ وَ صاحِبٍ وَ إنَّ عَدُوّاً واحِداً لَکَثیرٌ(15)؛ هزار دوست و همنشین بسیار نیست؛ ولی یک دشمن برای آدمی البته زیاد است.
یکی از مهم ترین فوائد داشتن دوستان خوب، هم فکری با آنان است. گاهی انسان قادر به تصمیم گیری نیست؛ در چنین مواقعی می توان با دوستان صالح و نیک اندیش مشورت نمود و از نظرات آنان در پیشبرد اهداف خویش بهره گرفت. کسانی که با دوستان شایسته و خوب مشورت می کنند، در کارهایشان پشیمان نخواهند شد. امام جوادعلیه السلام فرمود:
ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ لَمْ یَنْدِمْ: تَرْکُ الْعَجَلَةِ وَ الْمَشْوَرَةُ وَ التَّوَکُّلُ عِنْدَ الْعَزْمِ عَلَی اللهِ عزّوجلّ (16)؛ سه خصلت در هرکسی باشد، از کار خود پشیمان نمی شود: 1. در کار خود عجله نکند؛ 2. مشورت و هم فکری با دوستان و نزدیکانش داشته باشد؛ 3. هنگامی که کاری را قصد می کند، بر خداوند - عزّوجلّ - توکّل نماید.
مشورت با دوستان در تحکیم ارتباط نیز مؤثر است؛ چرا که انسان در مشورت، علاوه بر اینکه از نظرات دیگران بهره می برد، برای دوستان خود نیز شخصیت و احترام قائل می شود و مطمئنّاً احترام به دیگران، افزایش محبّت آنان را در پی خواهد داشت.
3. راهنمایی و خیرخواهی
از دیگر عواملی که می تواند رابطه دوستی را تقویت کرده و ابدی نماید، خیرخواهی و راهنمایی دوستان است. البته خیرخواهی باید طوری عملی شود که به آبرو و شخصیت دوستان کوچک ترین اهانتی نشود؛ چرا که در این صورت، نتیجه معکوس خواهد داشت. امام نهم علیه السلام در این رابطه فرمود:
مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَظَ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ (17)؛ هرکس برادر دینی خود را پنهانی راهنمایی و موعظه کند، او را آراسته است و اگر علنی و آشکارا او را موعظه نماید، شخصیت او را پایین آورده و ناراحتش نموده است.:
یک زن نیرومند،
میتونه از یک مرد هم قویتر باشه.
مخصوصاً اگر توی دلش،
عشق هم باشه!
فکر میکنم یک زن عاشق،
تقریبا نابود نشدنی باشه.
📕 #شرق_بهشت
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 75، ص 60.
2. موسوعة الامام الجواد(ع)، ج 2، ص 352.
3. الف حدیث فی المؤمن، ص 76.
4. زخرف / 67.
5. کشف الغمّه، ج 2، ص 349.
6. فرقان / 28.
7. امالی، شیخ صدوق، ص 531.
8. امالی، شیخ مفید، ص 328.
9. بزرگسال و جوان، ج 1، ص 136.
10. مستدرک الوسائل، ج 8، ص 451.
11. بحارالانوار، ج 71، ص 166.
12. امالی، شیخ صدوق، ص 531.
13. نهج البلاغه، حکمت 12.
14 و 15. وسائل الشیعه، ج 12، ص 16.
16. کشف الغمّه، ج 2، ص 343.
17. همان، ص 349.
منبع: پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره مذهبی مرکز مشاوره تبیان حوزه ' کیهان ' پرتقال جامع علوم انسانی نویسندگان: عبدالکریم پاک نیا📚 @BookTop
منبع: فرهنگ کوثر 1384
برچسبها:
دوستی,
اسلام