قانون جذب ایده‌ ای است که ریشه‌های آن به آموزه‌ها و فلسفه‌های باستانی مانند هندوئیسم، بودا و برخی از آموزه‌های عرفانی برمی گردد . اما در آن زمان واژه «قانون جذب» به شکل امروزی وجود نداشت، اما مفهوم اثر اندیشه و ذهن بر واقعیت وجود داشته است.

در آن زمان به عنوان قوانین بنیادین در جادوگری مطرح شده است. به عنوان کتاب «شاخه زرین» نوشته جیمز جورج فریزر، دو قانون اصلی جادوگری شرح داده شده است که یکی از آن‌ها همان قانون جذب شده است، به عنوان مثال برای تأثیرگذاری بر موضوع شیء متعلق را در اختیار داشت.

این قانون در طول تاریخ بارها به شکل‌های مختلف ظاهر شده است؛ از عرفان یهودی در چند صد سال متوالی (کابالا) تا آموزه های فلسفی و دینی متعددی که در آنها تأثیر افکار و نیات بر زندگی و جهان ذکر شده است

از نظر کتاب‌ها و تاریخ مدرن، اولین بار این قانون با اندیشه‌های فکری به عنوان فیناس کیمبی (اوایل قرن نوزدهم) مطرح شد. کیمبی که بیمار بود، با تفکر و ذهنیت مثبتی از خود یاد می کند و این ایده که ذهن بر جسم تأثیر می گذارد را نشان می دهد.

هلنا بلاواتسکی در قرن نوزدهم از تأثیرگذارترین افراد بود که با ترکیب آموزه های مذهبی و عرفانی مفهوم قانون جذب را گسترش داد. سپس نویسندگانی مانند ویلیام واکر اتکینسون و والاس دلیوس در اوایل قرن بیستم به نوشته‌های این حوزه افزوده شده و اصطلاح «قانون جذب» را به کار بردند. ویلیام واکر اتکینسون در سال ۱۹۰۶ کتابی با عنوان «ارتعاش فکر یا قانون جذب در دنیای اندیشه» نوشت که پایه بسیاری از آموزه‌های امروز بود.

ناپلئون هیل نیز در سال 37 با کتاب معروف خود «فکر کنید و رشد کنید» قانون جذب را به شکل‌گیری در جامعه معرفی کرد که «هر ذهنیتی که دارید، می‌توان آن را به دست آورد». کتاب و آموزش‌های او به شدت در رشد این باور تأثیرگذار بود.

اما در دهه 1930، گرچه این آموزه ها همچنان در محافل مختلف گفته می‌شد، توجه عمومی و فراگیری در دهه‌های 70 تا 2000 نسبت به قانون جذب صورت گرفت. این دوره بیشتر به توسعه روانشناسی مثبت و خودیاری اختصاص داشت بدون اینکه قانون جذب به‌طور مشخص برجسته شود.

در قرن 21 و به‌خصوص با انتشار کتاب و فیلم «راز» (Secret) توسط راندا برن در سال‌های 2006 و 2007، قانون جذب به این شکل شناخته شد و در سطح جهانی محبوبیت یافت. این اثر با مطرح کردن تجسم خلاق و ذهن بر قدرت ذهن به عنوان موتور موفقیت و خوشبختی، این مفهوم را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کرد.

بنابراین، قانون جذب پیشینه‌ ای چندصدساله است که در قالب نویسندگان مختلف بازتعریف می‌شود تا در نهایت در قرن ۲۱ با محصولاتی مانند «راز» به عنوان یک جریان جهانی مطرح و مورد استقبال قرار گیرد.

تاریخچه دقیق و خاص قانون جذب در ایران به شکل یک جریان مشخص و خاص وجود ندارد، اما در زمینه مفاهیم مشابه و تفکرات بر ذهن و تأثیر افکار مثبت، پیشینه‌های فلسفی و عرفانی غنی در این خصوص در ایران وجود دارد.

  • در دوران گذشته، فیلسوفان بزرگ ایرانی مانند ابن‌سینا، حافظ و مولانا در آثار خود به تأثیر افکار، نیت و انرژی مثبت اشاره کرده‌اند. ابن‌سینا به شناخت خود و قدرت درونی که می‌توانم آن را از دیدگاهی مشابه جذب قانون تفسیر کرد.که از کودکی به خود دانشمند می گفته است .

  • تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانی بسیار متکی بر مفهوم تأثیر افکار، نیت و حالت روانی بر زندگی و جهان اطراف است که پایه های همسو با ایده های قانون جذب است. اما این موارد بیشتر در قالب عرفان و اخلاق بیان شده و به شکل یک نظریه دقیق و جهانشمول به نام «قانون جذب» مطرح نبوده‌اند.

  • ورود رسمی و نظریه مدرن قانون جذب به ایران مربوط به قرن بیستم و اوایل 21 است، زمانی که ترجمه ها و آموزش های مرتبط با قانون جذب و روانشناسی مثبت از غرب وارد شده است. اساتید و نویسندگان متعددی مانند دکتر احمد حلت، دکتر علیرضا آزمندیان و سایر مدرسان روانشناسی در ایران دوره‌ها و کتاب‌هایی در این زمینه ارائه کرده‌اند.

  • بنابراین، می‌توان گفت ایران هم پیش‌زمینه فلسفی و عرفانی است

آیا قانون جذب برای سرگرم کردن مردم است به خواست سیاستمداران تا مردم درگیر امور واهی شوند یا واقعا موتور حرکت و پیشرفت است که بقول فیلم راز سیاستمداران و قدرتمندان آن را از مردم پنهان کرده اند؟!

هدف قانون جذب این است که بر اساس آن باور دارند افکار و احساسات مثبت می‌تواند نتایج مثبتی در زندگی انسان خلق کند و افراد را به خواسته‌ها و اهدافشان برساند. این باور می‌گوید با بررسی روی موضوعات و اهداف مثبت، انرژی‌های مشابه جذب می‌شود و فرصت‌ها به سمت فرد می‌آیند.

اما در جامعه و محافل علمی، قانون جذب به عنوان یک شبه‌علم یا «سرگرمی علمی» شناخته می‌شود که شواهد علمی محکمی پشت آن نیست و بیشتر بر پایه فلسفه و روان‌شناسی مثبت‌اندیشی استوار است. این موضوع باعث ایجاد گمانه‌زنی‌هایی درباره هدفمند بودن انتشار یا پنهان‌سازی این قانون توسط سیاستمداران و قدرتمندان شده است. برخی معتقدند این نظریه باید مردم را امیدوار و پرانرژی نگاه دارند و برخی دیگر گمانه می‌زنند این نظریه‌ها وسیله‌ای برای سرگرم‌کردن یا کنترل مردم هستند.

اما مسلم است که قانون جذب بیشتر یک انگیزه روانشناسی مثبت‌اندیشی است که می‌تواند به عنوان یک موتور محرک و پیشرفت فردی عمل کند، اما منبع تمام موفقیت‌ها و پیشرفت‌ها نیست و نباید آن را به عنوان راه‌حل مطلق دید. موفقیت و پیشرفت نیازمند برنامه ریزی و جستجوی مستمر است.

بنابراین قانون جذب یک فرمول جادویی بدون نیاز به جستجو نیست بلکه فلسفه قانون جذب این است که می‌توان در کنار جستجو و واقع بینی به بهبود وضعیت روحی و انگیزه انسان کمک کند، برخی شایعات مربوط به پنهان‌کردن آن توسط قدرتمندان بیشتر از جنس تئوری‌های توطئه است و اسناد قطعی علمی ندارد

در ادیان الهی دیدگاه های متفاوتی نسبت به قانون جذب وجود دارد

در اسلام: بسیاری از مراجع دینی و علما، قانون جذب را به عنوان یک نظریه شبه‌علمی و خرافه می‌شناسند که آموزه‌های آن با اصول توحید، دعا، خشوع و توکل در اسلام ناسازگار است. در این دیدگاه، قدرت آفرینندگی ذهن به جای خداوند مطرح می‌شود که اسلامی نیست و قانون جذب را رد می‌کنند. اما برخی معتقدند می‌توان نکاتی را در مورد قانون جذب مانند امید و تلاش در مورد توحید و باور به اراده خدا استفاده کرد

در دین زرتشت: آموزه های زرتشتی بیشتر بر اصل درست، کردار نیک و انتخاب تاکید دارند و کمتر به مفاهیم مشابه قانون اشاره مستقیم دارند. در آموزه های زرتشتی، استدلال بر تلاش در زندگی و پیروی از راه درست است وبه لحاظ مفهومی ارتباط مستقیم با قانون جذب وجود ندارد.

در بودا: آموزه‌های بودایی حول مفهوم ذهن و اثر آن بر تجربه‌های فردی است. بودا بر کنترل ذهن، کاستن از رنج و رسیدن به آرامش درونی تاکید دارد. شباهت‌هایی وجود دارد که نقش مهمی در تجربه‌ها دارد، اما قانون جذب به معنای جذب بیرونی بر اساس افکار مثبت در بودائیسم امروزی بیان نشده است.

در مسیحیت: در متن‌های مقدس برخی از قانون‌ها بر ایمان قوی و نیایش همراه با پاسخ دعا هستند که گاهی مروجین جذب از آن‌ها برداشت کرده‌اند. اما خیلی از مسیحیان معتقدند آنچه ایمان و دعا را معنی می‌بخشد، توکل بر خداوند و خضوع است، نه باور به قدرت ذهن برای خلق حقیقت بدون اراده الهی.

در مجموع، قانون جذب با آموزه‌های ادیان الهی به شکل کامل همخوانی ندارد و بیشتر به عنوان یک نظریه روان‌شناسی یا فلسفه نوین مطرح است که می‌توان در باورهای دینی به نحوی از جنبه‌های مثبت آن بهره برد، اما نمی‌توان آن را جایگزین باور دینی نمود .

احساس خوبی که در ابتدا از خواندن مطالب قانون جذب و تکنولوژی فکر پیدا می‌کنید ، معمولاً ناشی از امید و انگیزه‌ برای کنترل زندگی است. این نظریه‌ها می‌تواند به عنوان یک محرک برای تغییر و حرکت به سمت هدف در نظر گرفته شوند .

اما گذشت زمان و برخورد با مشکلات متعدد و پیچیده زندگی، باعث می‌شود که این احساس کاهش و فرد ممکن است با حس خمودگی یا ناامیدی روبرو شود. این اتفاق طبیعی است زیرا: برای حفظ انرژی بهتر است قانون جذب را به عنوان یک ابزار شناخت روانی و تقویت انگیزه در نظر گرفت، نه یک فرمول جادویی. ترکیب آن با برنامه‌ریزی دقیق، اقدام مستمر و پذیرش واقعیت‌های زندگی می‌تواند کمک کند.

به طور خلاصه، قانون جذب می‌تواند در شروع مسیر مثبت باشد ولی فقط همراهی با مدیریت احساسات و تصمیم‌پذیری بهتر جواب می‌دهد و کمک می‌کند در طول زمان حس خمودگی و ناامیدی کاهش یابد .

«راز» که به معرفی قانون جذب پرداخت، یکی از پرطرفدارترین آثار در زمینه رشد فردی است اما با نقدهای فراوانی روبرو می شود. یکی از انتقادهای مهم این است که فیلم و قانون جذب می‌گویند اگر اتفاق بدی مانند بدبیاری برای کسی می‌افتد، مقصر خود آن فرد است زیرا «ذهنش آن را جذب کرده است». این ادعا کاملاً قابل پذیرش نیست و از زاویه انسانی و واقعی بودن زندگی مورد نقد جدی قرار گرفته است.

مسلماً این است که هیچ کس آگاهانه نمی‌خواهد بدبیاری بیاورد ، بنابراین همه مشکلات را به ذهن فرد نسبت می‌دهند، ساده‌سازی و نوعی تبرئه شرایط واقعی، جامعه یا دیگران است. این ممکن است باعث شود که در نگاه کردن به مشکلات خود سرزنش شوند که تبعات روانی منفی دارد و نمی تواند تمام مشکلات پیش رو را توجیه کند.

منتقدان می‌گویند فیلم راز بیش‌تر بر تفکر مثبت و قدرت ذهنی عمل می‌کند و مهم‌ترین شرایط بیرونی، تلاش واقعی، شانس، و عوامل اجتماعی را نادیده می‌گیرد. همچنین فیلم با برداشت‌های گزینشی و دارایی‌های علمی، تصویر کامل و منطقی از دیدگاه ارائه نمی‌دهد.

در نتیجه، این نوع نگاه فیلم «راز» و قوانین جذب به ویژه در مورد حوادث منفی قابل قبول نیست و باید با دید انتقادی و به عنوان یکی از ابزارهای انگیزشی و روانشناسی مثبت به آن نگاه کرد، نه به عنوان یک حقیقت جامع و قطعی درباره زندگی و سرنوشت افراد. قانون جذب نمادی از قدرت تصویر و تصویرسازی ذهنی است. این عبارت می‌خواهد بگوید اگر تصویری روشنی از خواسته‌هایت داشته باشی و کاملاً آن را حس کنی، احتمالاً به آن بیشتر می‌رسی. ذهن انسان توان بالایی برای تجسم دارد و این تجسم می‌تواند به عنوان انگیزه و راهنمایی در مسیر عمل باشد.

اما واقعیت این است که تصور به تنهایی کافی نیست و عوامل بسیاری در نتیجه نهایی که می‌توانند:

  • شرایط بیرونی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرصت‌ها نقش مهمی دارند که دائماتغییر می‌کنند.

بنابراین نقش قانون جذب بیشتر انگیزشی و جهت‌ دهی است، نه ضمانتی مطلق برای رسیدن. .

تصور می‌تواند شروع باشد، ولی تمام موفقیت در دست خود ذهن نیست بلکه مجموعه عوامل کنار هم موثرند.

جستجوی واقعی، شرایط بیرونی و برنامه‌ریزی نیز در موفقیت نقش دارند.

قانون جذب در بسیاری از موارد به ابزاری برای کاسبی تبدیل شد. دوره اوج محبوبیت آن همزمان با انتشار کتاب و فیلم «راز» بود و افرادی که دوره‌ها، کلاس‌ها، کارگاه‌ها و آموزش‌های متنوعی را برای قانون جذب می‌کردند که هدفشان کسب درآمد بود.

علل کاسبی شدن قانون جذب عبارتند از:

  • جذابیت بالا و مفهوم قانون جذب برای عموم مردم باعث شد که به دنبال راهکار سریع و آسان برای موفقیت باشند.

  • نظارت کافی بر کارگاه‌ها و آموزش‌هایی که باعث ارائه محتوای غیرعلمی، اغراق‌آمیز و بدون پشتوانه می‌شود، نبود.

  • بهره‌برداری برخی افراد و شرکت‌ها از نیاز مردم به امید و تغییر، برای فروش دوره‌ها و محصولات گوناگون.

با گذشت زمان و افزایش انتقادات علمی و تجربی، کاهش تأثیرات قانون جذب و ظهور روش‌های جدید رشد فردی و روانشناسی واقع‌بینانه‌تر، محبوبیت و رونق آن کاهش یافت. همچنین، برخی از افراد پس از تجربه‌های ناکام یا انتظارهای دریافت نشده، از این نظریه دست برداشتند.

پس از این که قانون جذب در بسیاری از جاها به یک ابزار کاسبی تبدیل شد و پس از تبلیغات بازار و افزایش آگاهی‌ها،و مخافتهایی که روانشناسان و برخی علما ابراز نمودند رونق قبلی را از دست داد ولی موضوعات و مباحث مربوط به انگیزش و مثبت‌اندیشی همچنان ادامه دارد. جذابیت ساده و امیدبخش این مفهوم باعث شد افراد و شرکت‌ها دوره‌ها، کارگاه‌ها و آموزش‌های متعددی برگزار کنند . ارائه‌دهنده‌هایی که بیشتر هدفشان کسب سود بود.

اما با گذشت و افزایش نقدهای علمی و تجربی، کاهش اثربخشی وعده‌های قانون جذب و ظهور روش‌های جدید روانشناسی واقع‌بینانه‌تر، محبوبیت آن کاهش یافت. همچنین افرادی که انتظارهای غیرواقعی دارند و نتایج ملموس نگرفتند، کمتر به این نظریه روی آوردند.

پس در سالهایی که گذشت کمتر خبری از تبلیغات قانون جذب بود و بیشتر به عنوان بخشی از مباحث انگیزشی و روانشناسی مثبت صحبت می‌شود، نه به شکل یک فرمول معجزه‌سا برای موفقیت. این تغییر باعث شد قانون جذب به عنوان یک ابزار بیزینس از رونق سابق بیفتد، ولی مفهوم مثبت‌اندیشی و انگیزشی همچنان پرطرفدارند.

قانون جذب در خارج از کشور نیز در دوره‌های ویژه در دهه ۲۰۰۰ میلادی محبوبیت بسیاری پیدا کرد و به ابزارهایی برای کسب درآمد تبدیل شد، اما این موضوع بیشتر به حوزه روانشناسی مثبت و انگیزشی تعلق داشت و کمتر به عنوان یک مدل کسب و کار مستقیم شناخته شد .

در اروپا و آمریکا، بازارهای کسب و کار بیشتر حول موضوعات فناوری، نوآوری، پایداری محیط زیست، هوش مصنوعی، فین‌تک و تحول دیجیتال شکل‌گرفته‌اند

با این حال، مفاهیم روانشناسی مثبت و انگیزشی (که بخشی از قانون جذب نیز هست) هنوز به صورت ابزارهای جانبی در حوزه های بازاریابی، توسعه فردی و کسب و کار به کار می رود.

بنابراین، در حال حاضر قانون جذب به عنوان یک کسب‌وکار مستقل و جریان غالب دیده نمی‌شود و بیشتر در قالب آموزش‌های روانشناسی مثبت و جذاب‌بخشی حضور دارند، در حالی که اقتصاد و بازارهای بزرگ به فناوری و نوآوری های مدرن توجه دارند. در شرایط فعلی اقتصاد اروپا و آمریکا، بازارهای بزرگ به سمت فناوری‌های نوین، هوش مصنوعی، پایداری محیط زیست و تحول دیجیتال حرکت‌ها و قانون جذب به عنوان یک جریان اقتصادی یا کسب‌وکار مستقل مطرح نمی باشد .

در اروپا و آمریکا قانون جذب بیشتر به عنوان روانشناسی مثبت و انگیزشی در حوزه‌هایی مانند توسعه فردی، انگیزشی و رشد شخصی به کار میرود.

به طور خلاصه، قانون جذب به عنوان یک بیزینس مستقل در اروپا و آمریکا دیگر جایگاه برجسته‌ای ندارد، بلکه در قالب آموزه‌ها و تکنیک‌های انگیزشی باقی مانده و بازارهای اصلی روی فناوری و نوآوری‌های پیشرفته متمرکز هستند

اینفوگرافیک قانون جذب

برگرفته از بینش نو . علی عربی . بیش تر از یک .اسلام کوئست. ادیان نت . پرورش فکر. آزمندیان . جادوی باور . فرا کوچ . ایمان بورجی. ویکی پدیا. فرگه. سبز مهربان. آقای بصیری . راز موفقیت . اتحادیه اروپا . مدیر افکار . رادیو مثبت . اروپا در عصر هوشمند. مجله کسب و کار اروپایی .موفقیت ملک پور . مغز متفکر. سابلمیران. آغار موفقیت .و.....


برچسب‌ها: قانون جذب, اسلام, فلسفه, روان شناسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۵ساعت 21:30  توسط سید محمد رضا معتمدی  |