برگرفته از ویکی شیعه و حوزه : 1-در کلام الهی و در روایات به قناعت توصیه شده است. 2- اصناف مختلف مردم از جمله رهبران جامعه ی اسلامی و کارگزاران، خانواده ها، ثروتمندان و فقرا موظف به رعایت قناعت و اعتدال هستند. 3- قناعت در اموال عمومی و بیت المال، قناعت در منابع طبیعی، قناعت در امور معیشتی، در خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل نقلیه، لوازم زندگی مانند فرش و غیره، قناعت در انفاق و اعتدال در عبادت، استفاده ی مطلوب از عمر و به طور کلی قناعت و اعتدال در همه ی امور از جمله مصادیق قناعت محسوب می شوند. 4- آثار صرفه جویی و قناعت و ثمره های ارزشمند آن شامل قناعت و حیات طیّبه، خردمندی، آرامش روانی، شکر و سپاسگزاری،سلامت در دین، تقوای الهی، رهایی از رنج و زحمت، رهایی از طول امل،خودسازی،آسانی حساب،عزت نفس،بی نیازی، سیری، پاکدامنی و سخاوتمندی می باشد. 5- حبّ دنیا و جهل و نادانی نسبت به عواقب شوم عدم قناعت و اموری چون حرص و طمع و اسراف که ارتباطی دو سویه با قناعت دارند از جمله موانع قناعت به شمار می آیند. 6- ترویج فرهنگ قناعت و صرفه جویی از طریق آموزش مردم، سیاست گذاری کاربردی مناسب، پیشگامی عملی مسئولین، پرهیز از تجمل و سنت های نادرست و... از راه های تحصیل ملکه ی قناعت می باشند.

قناعت از فضائل اخلاقی به معنای اکتفا کردن به اندک و در مقابل زیاده‌خواهی است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای، صحیح مصرف کردن نیز آمده و در ادبیات اقتصادی با واژگانی مانند بهره‌وری، کارآیی، بهینه‌سازی مصرف و صرفه‌جویی بیان می‌شود.

مفهوم‌شناسی

قناعت را به معنای بسنده کردن به‌اندکی از آنچه مورد نیاز انسان است، تعریف کرده‌اند.همچنین قناعت را به رضایت داشتن به قسمت نیز معنا کرده‌اند. در فرهنگ فارسی قناعت در معنای خرسند بودن به قسمت و بسنده کردن به مقدار اندک، گفته شده است.[] امام علی(ع) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به‌اندازه کفایت و رفع نیاز دانسته است.[] نه اکتفا کردن به مقدار کم و بهره‌مندی کم از دنیا. در منابع دینی قناعت صفتی است که با تکرار و تمرین در انسان به صورت ملکه‌ای در می‌آید که باعث خشنودی و راضی شدن به چیز کم و نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی است.

اهمیت و جایگاه

امام علی علیه‌السلام:
مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومُ القَناعَةِ (ترجمه: پایبندی به قناعت، از والایی همّت است.)

تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص۳۹۱، ح ۸۹۹۹

حضرت علی(ع) سفارشات زیادی به کارگزاران و فرمانداران خود نسبت به پرهیز از اسراف و تبذیر دارند و آنان را ملزم به صرفه‌جویی و مصرف صحیح بیت المال می‌کند.ایشان می‌فرمایند: نوک قلم‌ها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده‌روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید زیرا که اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.[] همچنین بنا به روایت حضرت علی(ع) هیچ گنجی غنی‌تر از قناعت نیست.[] و از پیامبر اکرم نقل شده که: خوشا به حال آنکه با اسلام هدایت شود و معیشت او به حد کفاف باشد و قناعت کند.

در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص قرار دارد و موجب می‌شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد.[] از این رو امام علی برای رسیدن به قناعت، ریشه‌کنی حرص را گام نخست شمرده ‌است. و از نظر سیاسی و اقتصادی نیز آبروی سیاسی و اقتصادی و خودکفایی یک مملکت را نیز قناعت حفظ می‌کند.

آثار، مراتب و نشانه‌ها

برخی روایات از امام علی(ع) و امام صادق(ع) حیات طیّبه را به قناعت تفسیر کرده‌اند. همچنین، در روایات برای قناعت آثاری ذکر شده است: رضایت خداوند،[] عزت انسان،[] سبکی حساب در روز قیامت،[] و بی‌نیازی از مردم از جمله آنهاست.

قناعت دارای دو مرتبۀ عالی و اعلی است؛ مرتبۀ نخست راضی بودن به حد ضرورت و کفاف و مرتبۀ دوم رضایت به کمتر از آن است.[]

در احادیث برای افراد قانع، نشانه‌های مختلفی ذکر شده است: همت بلند و شکرگذاری از جمله آنهاست به عنوان نمونه در روایتی از حضرت علی(ع) آمده است: قانع‌ترین مردم باش تا شکر گزارترین آنان باشی. یا در حدیث دیگری آمده است که زندگی با قناعت نشانه همت بلند است.[] گاه قناعت نکردن و قانع نبودن در برخی از امور معنوی نه تنها مذموم نیست که می‌تواند پسندیده باشد مانند قانع نبودن به کسب علم ودانش و معرفت. در خواست همام برای شنیدن خطبه همام و ویژگی‌های مختلف پرهیزگاران از زبان امام علی(ع) و قناعت نکردنش به پاسخ اجمالی امام از این موارد است.[]

تفاوت معترّ و قانع

در تفسیر آیه ۳۶ سوره حج آورده‌اند: فرق میان «قانع» و «مُعْتَر» این است که قانع به کسی گویند که اگر چیزی به او بدهی قناعت می‌کند و راضی و خشنود می‌گردد و اعتراض و ایراد و خشمی نمی‌گیرد، اما معتر کسی است که به سراغ تو می‌آید و سؤال و تقاضا می‌­کند وای بسا به آنچه می‌دهی راضی نشود و اعتراض کند. برخی گویند قانع کسی است که سؤال می‌کند و معتر کسی است که خود را در معرض اطعام قرار می‌دهد و سؤال نمی‌کند.[] تفسیر اول طبق روایت صحیح‌تر به نظر می‌رسد.[] نکتۀ مهم اینکه مقدم شدن قانع بر معتر نشانۀ آن است که آن دسته از محرومانی که عفیف النفس و خویشتن دارند، باید در مقام اول و قبل از دیگران مورد توجه قرار گیرند.

در ادبیات

  • بابا افضل الدین کاشانی:

با داده قناعت کن و با داد بزی

در بند تکلف مرو، آزاد بزی

در بِه ز خودی نظر مکن، غصه مخور

در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی

  • ابوسعید ابوالخیر:

زیادت از سرت ار یک کله بدست آری

به خاکپای قناعت که درد سر باشد

  • ناصر خسرو:

جهان را دیدم و خلق آزمودم

به هر میدان درون جستم مجالی

نه مالی دیدم افزون از قناعت

نه از پرهیز برتر احتیالی


برچسب‌ها: قناعت, قرآن, روایت, اسلام
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۵ساعت 21:32  توسط سید محمد رضا معتمدی  |