یک آدم بی سر و پای بی سواد مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه ، که بلیت راه آهن یا چیز بی مقداری مثل آن بفروشد ...

همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیت بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند تا قدرت خود را به رخ شما بکشد و نگاه سرشار از نخوتش داد می زند که: ( حالا صبر کن تا نشانت دهم! )... و از همین مست می شود. آزار مستی میز همین است.

-#شیاطین
-#داستایفسکی
‌╭─►📖⨗کتابخانه بین للمللی
╰──────────────────


برچسب‌ها: غرور, کبر, اصالت, قدرت
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ساعت 17:34  توسط سید محمد رضا معتمدی  |