دادگری دید برای صواب

صورت بیدادگری را به خواب

گفت «خدا با تو ظالم چه کرد؟

در شبت از روز مظالم چه کرد؟»

گفت «چو بر من به سر آمد حیات

در نِگَریدم به همه کاینات

تا به من امید هدایت که‌راست

یا به خدا چشم عنایت که‌راست

در دلِ کس شَفْقَتی از من نبود

هیچکسی را به کرم ظن نبود

لرزه درافتاد به من بر چو بید

روی خجل گشته و دل ناامید

طرح به غرقاب درانداختم

تکیه به آمرزش حق ساختم

که‌ای منِ مسکین به تو در شرمسار

از خجلان درگذر و درگذار!

گرچه ز فرمان تو بگذشته‌ام

رد مکنم کز همه رد گشته‌ام

یا ادبِ من به شراری بکن

یا به خلافِ همه کاری بکن

چون خجلم دید ز یاری‌رسان

یاری من کرد کس بی‌کسان

فیض کرم را سخنم درگرفت

بار من افکند و مرا برگرفت

هر نفسی کآن به ندامت بود

شحنهٔ غوغای قیامت بوَد

جمله نفس‌های تو ای باد‌سنج

کیل زیانست و ترازوی رنج

کیل زیان سال و مهت بوده گیر

این مه و این سال بپیموده گیر

مانده ترازوی تو بی سنگ و در

کیل تهی گشته و پیمانه پر

سنگ زمی سنگ ترازو مکن

مُهره گِل مُهره بازو مکن

یک درم است آنچه بدو بنده‌ای

یک نفس است آنچه بدو زنده‌ای

هر چه در این پرده ستانی بده

خود مَسِتان تا بتوانی بده

تا بود آنروز که باشد بهی

گردنت آزاد و دهانت تهی

وام یتیمان نَبُوَد دامنت

بارکش پیره‌زنان گردنت

باز هِل این فرشِ کهن‌پوده را

طرح کن این دامن آلوده را

یا چو غریبان پیِ ره‌توشه گیر

یا چو نظامی ز جهان گوشه گیر

دکتر ابن الکساندر (Dr. Eben Alexander) از متخصصین دانشگاه هاروارد است که ۲۵ سال گذشته را به عنوان یک جراح مغز و اعصاب و مدرس دانشگاه هاروارد گذرانده. وی پس از تحقیقات بلند مدت خود به تازگی توانست وجود زندگی پس از مرگ را با دلایل پزشکی و تجربی (و نه دلایل فلسفی که قابل بحث و تفسیر هستند) ثابت کند.

آیا ما پس از مرگ زندگی مجددی را تجربه خواهیم کرد؟ این سوالی است که ضمن مشغول کردن اذهان همه جوامع در طول تاریخ بشر توانسته سر چشمه تصمیمات بسیاری از ما ها در طول زندگیمان باشد. حال در این میان بسیاری نسبت به قبول وجود زندگی پس از مرگ واکنش های مختلفی داشتند، چرا که تا کنون اثبات این قضیه تنها با استفاده از قوانین فلسفی ممکن بوده و قوانین فلسفی از نظر علم شناسی اصلا علم (Science) شناخته نمیشود و تنها دانش محسوب میشود که میتواند وابسته به شیوه دید فرد نسبت به جهان متغیر باشد و لذا دین و مذهب هم در این دیدگاه اموری شخصی تلقی میشوند که هر فرد وابسته به سیستم تفکرش میتواند برگزیند. اما ابهامات مذکور در این عصر نهایتا با تحقیقات تجربی و بر پایه علوم آقای الکساندر نهایتا با انتشار اعلامیه هایی مبنی بر اثبات علمی زندگی پس از مرگ در هفته اخیر پایان یافت.

وی همچون بسیاری از همنوعانش و بسیاری از آمریکاییان و در حین تحصیل در علم پزشکی با دست و پنجه نرم کردن با زندگی و علوم کاملا محسوس تجربی اعتقاد محکمی به وجود زندگی پس از مرگ نداشت. پس از دچار شدن به یک بیماری باکتریایی به مدت ۷ روز و گذراندن این مدت در کما نظراتش در باره جهان تغییراتی کرد و به همین دلیل است که چند سال گذشته را به تحقیق در این باره و اثبات این قضیه پرداخته است. این جزییات در مقاله اخیر وی در روزنامه نیویورک تایمز درج شده اند. در اینجا با صرف نظر از جزییات کم ارزش، نگاهی مختصر به ۵ بند اصلی مستندات اثبات علمی جهان اخرت در اسناد دکتر ابن الکساندر میپردازیم و سعی خواهیم کرد این جزییات را به بیان ساده در اینجا متذکر شویم:

مقدمه و مختصری از بند های دیگر: طبق نتایج تحقیقات دکتر الکساندر این دنیا صرفا برای آماده شدن افراد و کسب مهارت های علمی و احساسی برای رفتن به جهان آخرت است. توجه کنید که وی در تحقیقاتش تنها به اثبات جهان آخرت پرداخته و از وجود خداوند صحبتی نمیکند. در مقالات وی جهان آخرت تنها با داشتن "دلیلی موجه" توجیه شده. این دلیل میتواند خداوند و یا یک عامل فیزیکی و یا شیمیایی باشد که در این مجموعه تحقیقات بررسی نشده اند. ضمنا وی تنها وجود جهان آخرت را اثبات کرده و از بهشت و جهنم حرفی نزده. لذا رفتن هر فرد به مکانی که لذت بخش یا عذاب اور است از این مبحث خارج است. از نظر وی فرد ضمن رشد کردن و آمادگی در این جهان باید سعی کند تا میتواند عشق بورزد تا آماده سفر به آخرت شود. وی ویژگی هایی را برای آخرت اثبات کرده است:

جنس آخرت: جنس آخرت از جنس احساس و عشق است. شما تنها از ۵ حس خود در آخرت بهره میگیرید اما وجود فیزیکی ندارید. البته قادر به دیدن ماهیت ها و خود و انجام کار های گوناگون هستید. آزادی از قیود فیزیکی همان چیزی است که انجام هر کاری را در آن جهان ممکن میکند.

شیوه ارتباطات: ارتباطات از طریق احساسات انجام میشود و زبان مطرح نیست.

حس وجود: مبتنی بر اسناد آقای الکساندر رفتن به آخرت مانند یک رویا در حین یک خواب عمیق است، اما رویایی که از آن بیدار نمیشوید. اگر در جهان آخرت به مکان لذت بخشی بروید احساس خوبی خواهید داشت و اگر به مکان عذاب آوری بروید عذاب میکشید.

۱. سیستم انقلاب احساسی افراد در این دنیا بر اساس فاکتور "درد کشیدن" کار میکند. یعنی هرچه شما بیشتر درد بکشید. بیشتر می آموزید. لذا در حین لذت بردن از زندگی شما چیزی نمی آموزید و در حین یاد گیری حس خوبی ندارید. برای مثال ماندن در سر کلاس های درس میتواند نوعی درد از نظر علمی در این نقطه نظر محسوب شود. البته با توجه به همین اصل برخی عارفان درد کشیدن را راه رسیدن به عشق و احساسات در طول تاریخ میندانستند که البته با توجه به اهمیت نوع درد در یادگیری این مقوله اگرچه درست به نظر میرسد اما کاملا باطل است زیرا درد بدون هدف کاملا بیهوده و ناسازنده است.

۲. شما هر آنچه را که در زندگی میبینید می اموزید زیرا تمام زندگی از نظر علمی درد محسوب میشود اما میزان آن متفاوت است. لذا هنگامی که در جهان آخرت از قید وجود فیزیکی رها میشوید عملا کاملا احساس آسایش میکنید. هر انچه که آموخته میشود توسط سلول های عصبی که عملا مغز و مکان ذخیره سازی مجزایی دارند ثبت و ضبظ میشوند. که همان خاطرات ما هستند. اما این خاطرات علاوه بر مغز میتوانند توسط سلول های عصبی هم ذخیره شوند و این اصل حتما هدفی را به دنبال دارد که در بند بعدی بررسی شده.

۳. یاد آوری خاطرات به شیوه های مختلف در بدن صورت میگیرد و عمدتا این عمل که بصورت فکری و یا در خواب انجام میشود، به علت یک فر آیند شیمیایی در سلول های عصبی مغز صورت میپذیرد و آن انتشار سروتونینی به نام DMT در بدن و ساختار عصبی است. سروتونین ها موادی هستند که فر آیند هایی را شامل میشوند که عمدتا هنگام مصرف مواد مخدر به انسان دست میدهد که فرد بتواند موقعیت را متفاوت تصور کند. انجام این پروسه توسط خود مغز ایجاد یک محیط متفاوت از نظر احساسی و محیطی با کیفیتی را از نظر فکری برای فرد ایجاد میکند که میتواند آخرت را ایجاد نماید.

۴. از طرفی پروسه ای به نام ریبوت برای سلول های عصبی تعریف شده که امکان بازگرداندن خاطرات در لحظات دلخواه را برای فرد فراهم میکند و به همین دلیل گاها ما هم خاطراتی را که ممکن است با موقعیت فعلیمان مرتبط نباشند به خاطر بیاوریم. اما این پروسه و عملیات های سلول های عصبی بدون نیاز به خون و در عدم کارکرد قلب و مغز هم انجام شدنی هستند زیرا این سلول ها همانطور که گفته شد حافظه جداگانه دارند.

۵. سلول های مغز و اعصاب همچنین با اتصال مستقیم به عمه بخش های بدن تنها رابط احساس و فیزیک بدنی هستند لذا به همین دلیل است که بیماری های عصبی و استرسی روی تمام وجود فیزیکی انسان تاثیر میگذارند. برای مثال یک استرس ساده میتواند سیستم گوارش را مختل کند ویا سبب بی اشتهایی شود. لذا از نظر علمی امکان سیر کردن و گذراندن یک زندگی مجدد بدون نیاز به فیزیک و ماده در ساختار بدن هم ممکن است زیرا آنچه به انسان حس لذت القا میکند احساس است و نه بدن وی. بدن تنها مجموعه ای از مولکول ها و اتمها را شامل میشود که با سیستم عصبی به احساس پیوند میخورند. لازم به ذکر است علم اعصاب از علومی است که اگرچه علم تجربی به جزییات زیادی در حوزه ای دست یافته اما هنوز هم در بسیاری مسایل نتوانسته در کسب دانش در این حوزه پیشرفتی داشته باشد.

وی در هفته گذشته نتایج تحقیقات خود را در قالب مصاحبه ای روی شبکه تلویزیونی ABC News آمریکا نیز با مخاطبین در میان گذاشت.linkedin

استادالهی قمشه اي ، فیلسوف بزرگ جهانی اینگونه می گوید:

که مرگ واقعی چگونه است وفشار قبر چیست؟
آیا فشار قبر واقعیت دارد؟

جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است فرصت بستن آن را پیدا نمیکند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن .
بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ میکند و تصاویر بصورت یک فیلم برای روح بازخوانی میشود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان در واقع قرارداد ما انسانهاست . این ما هستیم که هر دقیقه را ۶۰ ثانیه قرارداد میکنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است .
با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب میشود، وابستگیهای انسان در طول زندگی میباشد . برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود ولی در این مرحله دوباره خودنمایی میکند .میزان وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است .
روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا میکند . این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب میشود . ولی به هرحال وابستگی ست .
این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد میکند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز میدارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار میگیرد . یکی نیروی وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد باعث میشود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند . به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش میکند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد . فشاری که به “روح” وارد میشود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است . این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمیشود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمیکند . پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و میتواند از لحظه مرگ شروع گردد .
یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد .
بعد از مدتی روح متقاعد میشود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین میرود .

وابستگی ها باعث میشود که روح ، شاید سالها نتواند از این مرحله بگذرد . بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستانها بدلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سالها فرد فوت شده نمیتواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند .
به امید اینکه بتوانیم به درک این شعر برسیم:

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ …
بگذار و بگذر
ببین و دل مبند
چشم بینداز و دل مباز
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت …
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده…

«زندگی پس از زندگی» برنامه ای است متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراء شبکه چهارسیما برای دقایق عرفانی پیش از افطار. از میان صدها مستندی که سیما در این خصوص تولید کرده است . «زندگی پس از زندگی» روایت افرادی است که در تجربه ای نزدیک به مرگ (معادل انگلیسی: Near Death Expeience)، از کالبد جسم خارج شده و با مشاهده فرازهایی از بی کرانه های عالم غیب به کالبد تن بازگشتند. در این برنامه با سفر به نقاط مختلف ایران و جهان ، مخاطبان برنامه، مهمان روایت های شگفت انگیز تجربه گران مرگ تقریبی از عالمی دیگر می‌شوند.

هر فصل از این برنامه در 30 الی 33 قسمت 90 دقیقه ای به تهیه کنندگی و اجرای عباس موزون در گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما تولید شده است.

تا کنون چهار فصل از این برنامه در سال های 1399 و 1400 و 1401 و 1402 در روزهای ماه مبارک رمضان پخش شده است.

پایان دوره ابهامات: وجود زندگی پس از مرگ را بصورت تجربی ثابت کرد

Rasool Bahramian

Rasool Bahramian

System Administrator at MAPNA Group

Published Mar 11, 2015 و ......


برچسب‌ها: الهی قمشه ای, زندگی, مرگ, نظامی گنجوی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ساعت 19:6  توسط سید محمد رضا معتمدی  |